کودکان دیرآموز (ویژه والدین)

۰۴ اسفند ۱۳۹۴

کودکان دیرآموز را بهتر بشناسیم
همه ما وقتی به خاطرات دوران مدرسه خود رجوع می کنیم، همکلاسی هایی را به یاد می آوریم که در یادگیری و آموزش، پیشرفت قابل توجهی از خود نشان نمی دادند. دانش آموزانی که گاه بر اثر بی اطلاعی و ناآگاهی والدین و حتی اولیا مدرسه مورد بی مهری های زیادی قرار می گرفتند. این دانش آموزان حتی در بین سایر همکلاسی ها کمتر محبوب و مورد توجه بودند، کودکان دیگر آنها را به بازی راه نمی دادند یا حتی آنها را مسخره و ناراحت میکردند و باعث ایجاد تنفر و عقده حقارت در این گروه کودکان می شدند. اهمیت و نقش دوران تحصیل و حضور کودکان در مدرسه بر پرورش شخصیت کودک، اعتماد به نفس و دیدگاه وی نسبت به خود بر هیچ کس پوشیده نیست، عدم آگاهی و شناخت اولیا از ویژگی ها و نیازهای این کودکان می تواند آثار زیان بار و جبران ناپذیری بر آینده آنها ایجاد کند. به طور كلي براي برنامه ريزي و آموزش اين كودكان در درجه اول بايد آنها را بطور كامل بشناسيم و براي شناخت كامل اين كودكان بايد ارزيابي همه جانبه اي از آنها به عمل آوريم تا بتوانيم نيازهاي همه جانبه آنها را پاسخگو باشيم. (سه مولفه برنامه ريزي، اجرا و ارزيابي با هم در تعاملند). بايد باور داشته باشيم كه هر كودك قابليت پيشرفت دارد و در محيط مطلوب غني و مساعد بهتر و سريعتر پيشرفت ميكند و بالاخره اين كه راز موفقيت برنامه هاي تدوين شده براي اين كودكان مشاركت و آموزش والدين است. بنابراين آموزش اين كودكان بايد همگام با آموزش و برنامه ريزي براي والدين آنها باشد. اساسا كودكان ديرآموز براي رسيدن به پيشرفت و موفقيت نياز به بكارگيري روشهاي متناوب (جايگزين) و حمايتهاي اضافي دارند.
کودک دیرآموز به کودکانی اطلاق می شود که توانایی یادگیری مهارت های تحصیلی و علمی را دارا هستند، اما در مقایسه با دیگر همسالانشان برای یادگیری مفاهیم جدید به زمان بیشتر، تکرار بیشتر و همچنین صبر بیشتری از سمت معلمان خود نیازمند هستند. این کودکان ۵ تا ۱۰% کودکان دبستانی را تشکیل می دهند و بهره هوشی در حدود ۷۱ تا ۸۴ را دارند. در این کودکان، مهارت های استدلال کردن معمولا به کندی صورت می گیرد، و این موضوع باعث دشواری یادگیری و درک مفاهیم جدید می شود. تمرکز کافی و رغبت به کارهای فکری و ابتکاری ندارند، قادر به طرح نقشه، برنامه ریزی برای خود و دیگران نیستند ولی ممکن است با تمرین و ممارست در کارهای عملی و حرفه ای موفق شوند و بتوانند سازگاری شغلی و اجتماعی داشته باشند. این کودکان احتیاجی به مدارس اختصاصی ندارند و می توانند با افراد عادی و در مدارس عادی تحصیل کنند، اگرچه پیشرفت آنها به کندی انجام می گیرد، هیچ شواهدی مبنی بر وجود مشکلات پزشکی در آنها وجود ندارد.
*برخي از مشخصات دیگر اين نوع دانش آموزان عبارتند از:
۱-در درك مفاهيم و يادگيري مطالب، كندتر از متوسط كلاس هستند.
۲-از درك مفاهيم انتزاعي يا مجرد عاجزند.
۳- در تشخيص روابط پيچيده ضعيف و كندند.
۴- براي يادگيري مطالب درسي به تمرين هاي بيشترين نياز دارند.
۵- خزانه لغات محدودتري نسبت به همسالان خود دارند و از دستور زبان ساده اي كه ويژه ي كودكان كوچكتر است، استفاده ميكنند.
۶- در انجام تكاليف درسي معمولاً ۲ تا ۳ سال از همسالان خود عقبترند.
۷- در خواندن و فهميدن كتاب هاي درسي معمولا مشكل دارند.
۸- دامنه معلومات عمومي آن ها نسبت به همسالان خود، محدودتر است.
نكته مهمي را كه بايد به خاطر داشت اين است كه هر كودك ديرآموز داراي همه اين خصوصيات نمي باشد و گاه احتمال دارد كه كودك فقط تعداد معدودي از آنها را دارا باشد.
مطالعات نشان می دهد که کودکان دیرآموز در بعضی از زمینه های یادگیری حتی از کودکان عادی نیز جلوترند. اگر این ادعا درست باشد، احتمالا این کودکان استعدادهایی دارند که ناشناخته مانده است.
این کودکان اگر آموزگاران ماهر داشته و از حمایت آنان برخوردار شوند و دوستان باارزش و قابل اعتمادی به سایر همکلاسان معرفی شوند و به عبارت دیگر از طرف آموزگاران و شاگردان مدرسه و کلاس پذیرفته شوند، عملکرد خوبی از خود نشان خواهند داد. هر چه اين كودكان در فرايندهاي آموزشي كلاس درس بيشتر درگير شوند، بيشتر سود مي برند و بنابراين بايد بيشتر آنها را در كلاس درس به فعاليت واداشت.
راهبردهاي عملي براي آموزش دانش آموزان ديرآموز:
– در برنامه هاي درسي براي اين دانش آموزان تقويت و تربيت حواس بايد بعنوان يك از اركان مهم برنامه در نظر گرفته شود و هر گونه آموزش به كودك بايد با استفاده از حواس او آغاز شود (مرحله عيني ) بنابراين معلم بايد با استفاده از بازيهاي آموزشي گوناگون به تقويت و تربيت حواس مختلف مانند حس بينايي ،حس شنوايي ،حس لامسه و … بپردازد. به طور مثال در مورد حس بينايي با بكارگيري روشهاي متنوع، منظم و دقيق بايد به تقويت درك بصري ،تداعي بصري، تكميل بصري و حافظه بصري و در مورد حس شنوايي به تقويت درك شنيداري، تميیز شنيداري ،تداعي شنيداري ،حافظه شنيداري و … پرداخته شود.
– فراهم كردن فعاليتهاي عيني و معني دار و ايجاد زمينه براي مشاركت گروهي
– كاهش حواس پرتي ها و فراهم كردن محيطي با نشاط و راحت در جهت تسهيل فرايند يادگيري
– تمرين و تكرار مستمر و استفاده دقيق از برنامه هاي تقويت (بايد دقت شود كه برنامه هاي آموزشي به گونه اي كاربردي باشد كه به طور طبيعي در زندگي روزمره كودكان تكرار و تقويت شود.)
– استفاده از تكنيكهاي مختلف در آموزش (بازيهاي آموزشي شيوه هاي گوناگون فعال كردن دانش آموزان و…)
– استفاده از موادي كه همه دانش آموزان را به تلاش و تفكر وا دارد و هم اجازه موفقيت را به آنها بدهد. (تكاليف درسي نه خيلي سخت باشند و نه خيلي راحت)
– دانش آموز را تشويق كنيد تا با شما حرف بزند و با او ارتباط برقرار كنيد، مثلا در حين انجام تكليف از او بخواهيد كه مشغول چه كاري است.
– زماني را كه دانش آموز بايد به فعاليتهاي درسي و انجام تكاليف بپردازد، كاهش دهيد و در عوض دوره هاي انجام فعاليت را افزايش دهيد.
– تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان به شيوه هاي گوناگون مانند: عدم تاكيد مستمر بر ضعف هاي كودك، افزايش تجارب موفقيت آميز، تقويت رفتارهاي مطلوب در كودك و …

پاسخ دهید :

ایمیل شما منتشر نخواهد شد .